ابراهيم عاملي ( موثق )
313
تفسير عاملي ( فارسي )
زندگى دور خواسته هاى نفسانى ميچرخد و دلخواه خود را ميجويد ، 2 - آن دل كه عالم ديگر و بزرگواريها و سود آنجا را ميخواهد و چيز ديگر نمىبيند ، 3 - آنكه در آسمانها پرواز مىكند و با خداى خود براز و نياز است ، حافظ گفته است : غلام همت رندان بىسر و پايم كه هر دو كون نيرزد به پيششان يك كاه عمر خطَّاب جوانى را ديد به او گفت : اگر از سه چيز پرهيز كنى از شرّ شيطان آسوده اى : 1 - تعلَّق خود ، 2 - قبقب خود ، 3 - ذبذب خود ، اصمعى گفته است : يعنى زبان و شكم و آلت شرم خودت . « وَإِذا جاؤُكُمْ » 64 روح البيان : مقصود آن است كه يهود نزد پيغمبر مى - آمدند و روى سخن با آنحضرت است و لفظ جمع يا براى احترام است يا براى شركت آنهائى است كه آن وقت خدمت پيغمبر ( ص ) بودهاند . « وَقَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُوا بِه » 64 مجمع : حسن بصرى و قتاده گفتند : يعنى آنها در هر دو حالت ورود حضور پيغمبر و خروج از آنجا با كفر هستند معنى ديگر آن است كه در حالات ورود و در احوال خروج كافر هستند مثل اينكه بگويند : با كفر زير و رو مىشود و اينطرف و آنطرف مىزند . ابو الفتوح نوشته است : و روا باشد كه با تعديه را باشد و معنى آن بود كه ايشان كفر درآرند و كفر بيرون برند و اين كنايت باشد از آنكه اصل كفرند ايشان و محلّ كفرند و حامل كفرند و ناقل كفرند و متقلَّبند در كفر . « وَاللَّه أَعْلَمُ » 64 روح البيان : چون پيغمبر از ظاهر احوال آنها گمان ميكرد منافق باشند ، و منتظر بود كه بوسيله ى قرآن آشكار شود ، از اين جهت گفته شده است كه خدا بهتر ميداند . مثنوى : ديوشان از مكر اين ميگفت ليك مينمود اين عكس بر دلهاى نيك نيست بازى با مميز خاصّه او كه بود تمييز و عقلش غيبگو هيچ سحر و هيچ تلبيس و دغل مىنبندد پرده بر اهل دول « تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ » 65 مجمع : بعضى گفتهاند : مقصود از « كثير »